
آیا نسل کشی، تحقیر زنان و مردان جامعه و این همه جنایت و این همه
سکوت از جانب ما در تاریخ بشریت ثبت نخواهد شد؟
رژیم اسلامی بار دیگردست به جنایت فجیعی زد و این بار نسل کشی را در ژرونده سیاه خود ثبت کرده است.نسل کشی در نواحی مرزی کاری است که سال ها رژیم تحت لوای امنیت ملی در کردستان به آن دست زده و این بار توجه خود را به مناطق جنوبی کشور معطوف کرده است. اکنون زمان ان است که از خود و از این حکومت غاصب بپرسیم کشتن یک دختر بچه ۱۲ ساله به صرف این که بلوچ بوده است به کجای امنیت ملی شما ربط پیدا می کند؟
این جنایات فجیع در هر کجای دنیا که اتفاق می افتاد بی جواب نمی ماند مگر در کشوری که خود را وارث چند هزار سال فرهنگ و آن هم فرهنگ برتر می داند و احتمالاً به خاطر همین برتریت است که کشتن یک انسان از نسل پایین تر (به نظر ناسیونالست های غیورمان) نمی توانسته قابل ذکر و پیگیری باشد.
رژیم اسلامی که از این نوع جنایات کم در سابقه خود ندارد، اما روی صحبت من با کسانی است که چند وقت پیش به خاطر فیلم 300 زمین و زمان را به باد انتقاد گرفتند و با هزار و یک وسیله از تمدن خود دفاع کردند اما امروز به راحتی از کنار قتل و جنایاتی که در پیش چشمشان اتفاق می افتد رد می شوند.
آیا نسل کشی، تحقیر زنان و مردان جامعه و این همه جنایت و این همه سکوت از جانب ما در تاریخ بشریت ثبت نخواهد شد؟
تمامی مردم یک جامعه در قطره قطره خونی که بی گناه در آن جامعه ریخته شود مسئولند.
البته خوب می دانم که سیاست آن مساله برخورد با دولتی بود که امروز دشمن اصلی حکومت به شمار می رود و خوب می دانم که پشت آن برخوردها دست همین حکومتی ها و مزدورانشان نهفته بود و باز هم مثل همیشه تاریخ از حس برتری طلبی مردم به نفع خود و سیاست هایشان استفاده کردند.
اما دیدن این همه جنایت آیا ذره ای روح انسان دوستی، نوع دوستی را در دل این جامعه به خواب رفته باز نخواهد گردانید و یا اینکه هنوز از سیاست-به من چه بابا ولش کن می خواهند استفاده کنند و خود را به خواب بزنند. تمام این مصائب از سنگسار دعا در کردستان عراق گرفته تا اعدام زنان بی گناه تا زندان و شکنجه و... ممکن است روزی گریبان خود ما و خانواده مان را بگیرد پس بهتر است کم کم از این خواب غفلت بیدار شویم و در مقابل این همه ظلم عکس العمل نشان دهیم. وظیفه انسانی ما- اگر برای خودمان ارزشی انسانی قائل باشیم حکم می کند در مقابل به بند کشیدن انسان های دیگر سکوت نکنیم نه اینکه با مرز بندی های قومی و قبیله ایی، خود را از دیگران جدا کنیم که این یکی از نژاد ما نبود آن یکی از کشور و خاک ما نبود و بخواهیم اینگونه وجدان خواب رفته خود را-اگر وجدانی مانده باشد تسلی ببخشیم. باید با اعتراض وسیع خود این جنایات را افشا کنیم و فارغ از هر نژاد و ملیت دست در دست تمام انسان های جهان در مقابل اینگونه حکومت های فاسد و قاتل بایستیم. مبارزه با ظلم و خود کامگی یک مساله جهانی است و اگر بخواهیم خود را در مرز و ملیت محدود کنیم نه تنها به خواسته هایمان نمی رسیم بلکه انسانیت و شرفمان را در اختیار عقایدی می گذاریم که ذره ای برای انسان ارزش قائل نیستند و تنها آرمان های غیر انسانی خود را جستجو می کنند. قدرت طلبی و خود کامگی و حس برتری یافتن نسبت به ملل دیگر آرزوی این افکار است که دیگر جایی برای فکر کردن به مصائب و مشکلات انسان امروز باقی نمی گذارد که هیچ، در مواقعی به سرکوب و نسل کشی هم دست می زند تا به خواسته های خود برسد. در دنیائیکه به قول مشیری زمانی خواهد رسید که- یا به ماتم فرزند خویش بنشینیم! یا به کشتن فرزند خلق برخیزیم! و یا به کوه، به جنگل، به غار، بگریزیم!...
بهتر نیست که در جبهه دفاع از بشر و انسانیت فارغ از نژاد و ملیت قرار بگیریم و از موجودیت انسان دفاع کنیم نه از حس و هوس های یک مشت مالیخولیایی قدرت طلب؟







