گرامي باد روز جهاني مبارزه با خشونت عليه زنان
رهايي و قدرت گرفتن در مقابل آپارتايد جنسي حق مسلم زنان ايران است
25 نوامبر 4 آذر برابر است با روز جهاني مبارزه با خشونت عليه زنان.اين روز بنا به درخواست جمهوري دومينيكن در سال 1999 ، سازمان ملل متحد روز 25 نوامبر هر سال را به عنوان روز جهاني حذف خشونت عليه زنان نام گذاري كرد تا هر ساله تمام دولت هاي جهان، سازمان هاي بين المللي و غير دولتي در اين روز براي افزايش آگاهي عمومي درباره اين معضل اجتماعي طرح هايي را به اجرا درآورند. انتخاب روز 25 نوامبر به يادبود قتل سه خواهر اهل جمهوري دومينيکن، يعني خواهران ميرابال، انتخاب شد. اين سه زن در سال 1960 در دوران حکومت ديکتاتوري رافائل تروئيلو كه دوران حكومتش بين سال هاي 1930 تا 1961 بود به قتل رسيدند.
روزجهاني منع خشونت عليه زنان, در همه جاي جهان گرامي داشته ميشود. اما در ايران تحت حاكميت ولايت فقيه حتي اجازه تجمع هم به زنان داده نمي شود.
به راستي چرا؟
با نگاهي به وضعيت زنان ميهن مان كه بزرگترين قربانيان ديكتاتوري مذهبي شده اند.در حاكميت جمهوري اسلامي زن به عنوان موجودي درجهٌ دوم در يك آپارتايد، يعني تبعيض و تفاوت و جداسازي جنسي، بهسر ميبرد. نظام ولايت فقيه نظامي است كه پايههاي تشكيلدهندهاش، هويت انساني زن را نفي ميكند. قانون اساسي كه توسط فقهاي حاكميت نوشته شده است بطور واضح و آشكاري زن را يك موجود درجهٌ دوم تلقي ميكند كه نبايد در جايگاه رهبري، رئيس جمهوري وقضاوت قرار بگيرد. استبداد مذهبي خانواده را بهكانون شكنجه وتحقير زن تبديل كردهاست. زن ايراني درخانواده، نه فقط با تبعيضهاي آشكارحقوقي، بلكه با يك روند جانكاه انهدام شخصيت روبهرو است كه مضمونش تحميل موقعيت درجهٌ دوم بهزن است. مرد ميتواند هروقت بخواهد زن خود را طلاق دهد. بعد ازطلاق حضانت (سرپرستي) كودكان بهعهدهٌ پدر است. پدر و جد پدري در مورد فرزند خود داراي حق ولايت و سرپرستي هستند و پدر و جد پدري حق دارند حتي دختر نوزاد خود را بهعقد ازدواج مردي درآورند و بعد از سن بلوغ، مخالفت دختر مورد قبول نيست.دهها هزار زن به دليل مخالفت سياسي با نظام طي 28سال حكومت ولايي اعدام شده اند و شمار زندانيان سياسي زن كه توسط وزارت اطلاعات شكنجه شده اند در جهان بي سابقه است. شكنجه گران رسما و با فتواي حاكمان شرع به زنان زنداني تعدي و هتاكي ميكنند. هنگامي كه در ماه ژوييه 2003 زهرا كاظمي, خبرنگار 54 ساله كانادايي ايراني تبار را صرفا به خاطر عكس برداشتن بيرون يك زندان, دستگير مي كند و بعد از و شكنجه وحشيانه, به قتل مي رساند و به رغم همه فشارهاي بين المللي و درخواست خانواده اش, جسدش را هم به زور دفن مي كند تا آثار جرمهاي بيشترش را بپوشاند,آيا به راستي دشوار است تصور كنيم كه اين ديكتاتوري مذهبي با زنان مخالفش در شكنجه گاهها چه ميكند؟«همچنانكه سنگبناي فاشيسم هيتلري، برتري نژادي است، تفكر و فرهنگ استبداد مذهبي نيز بر مرزبندي و تبعيض جنسي استوار است. به اين معني كه اگر روزي از حاكميت مردسالاري برزن، دست بردارند، ديگر خودشان نيستند و تغيير ماهيت دادهاند. در منظومهٌ ارزشها و مفاهيم آنها، از تقواي گرفته تا عذاب و ثواب و گناه، نظرگاه جنسيت نقش محوري دارد و در اولويت قرار ميگيرد.
قرن بيست و يكم، قرن آزادي زن و رفع تبعيض از زنان، قرن صلح و توسعه و دموكراسي است. اما عقب ماندگان تاريخ از اعماق قرون تاريك، خيز برداشتهاند تا با زنستيزي خودشان، چرخ تكامل اجتماعي را بهعقب برگردانند. غافل از آن كه در هر كجاي جهان، از جمله در ايران، زنان آزاده به مبارزات عادلانه خود ادامه خواهند داد تا با برپايي جنبش برابري بتوانند در يك جامعه انساني دوشادوش مردان قدم بردارند.
كانون زنان ايراني ضمن تبريك مجدد بمناسبت فرا رسيدن روز جهاني عليه خشونت زنان اعلام ميدارد كه:
-زن ايراني حق انتخاب كردن و انتخاب شدن ،حق اشتغال و انتخاب آزادانه شغل و تصدي هر مقام و منصب هاي دولتي و قضاوت در تمامي مراجع قضايي و دادرسي،حق فعاليت مدني و اجتماعي آزادانه،حق آزادي كامل در گزينش همسر و حق متساوي در طلاق،حق انتخاب آزادنه لباس و پوشش،ممنوعيت تعدد زوجات،حق شركت در تمامي مسابقات ورزشي و فعاليت هاي هنري را بايستي داشته باشد.
ما باورمنديم كه ريشهكن شدن مناسبات مبتني بر استثمار جنسي، در گرو اين است كه زنان، قبل از هر چيز، با ورود بهميدان فعاليت هاي مدني و اجتماعي، زمينه را براي اين تحول فراهم مي كنند و در همين راستا نيز ميتوانند مسئوليتهاي رهبري كنندگي در عرصه هاي مختلف را با اجراي تبعيض مثبت براي يك دوره تاريخي بدست بگيرند.ما معتقد به حذف بهره كشي و ستم جنسي چه در مورد زنان و همچنين مردان هستيم و اين امر را جايگزين كردن زنان بجاي مردان نميدانيم و راه حل هايي كه زن را جايگزين مرد ميكند را قبول نداريم، بلكه آرماني كه پيگير آن هستيم چشم انداز برقراري يك مناسبات انساني و تحقق برابري زن و مرد بصورت حقيقي است.همچنانكه در اعلاميهٌ جهاني حقوقبشر، نيز تصريح شده و براساس آن، زن، صاحب خويشتن و جسم و روح و عواطف خودش است.
به اميد براي فردايي روشن
كانون زنان ايراني(مهناز ايراني)
3آذرماه 1386برابر با24نوامبر2007


